سالها وثاقي طلب كرديم . در آرزوي يك لانه ي درختي ، شب و روز چه خوابها كه نديديم .

فكر كن … چه خنده اي از اعماقت بر مي خيزد آن گاه كه زيركانه مخفي مي شوي از ديد تمام آنها كه هر روز روزمرگي به ارمغان مي آورند!

لحظه اي بنشين . ديده بر هم نه ، آرام به روزمرگي ها بينديش.

اينجا هديه اي است …